تبلیغات
تبلیغات

 

تبلیغات

 

تبلیغات

 

تبلیغات

 

تبلیغات

 

تبلیغات
تبلیغات

 

دسته بندي

بهتر است با این افراد ازدواج نکنید ! (قسمت دوم )

هيچ كدام ما بي‌عيب نيستيم و واضح است كه هر كدام ما ضعف‌ها و كاستي‌هاي خاص خودمان را داريم. اما برخي از ويژگي‌هاي منفي هستند، كه در مقايسه با ساير خصلت‌ها خطرناك‌تر و مخرب‌تر هستند.در مقاله قبلی (بهتر است با این افراد ازدواج نکنید ! (قسمت اول) ) به سه مورد از آن اشاره کردیم ، حال در این مقاله ۳ مورد دیگر از آن را برمیگزینیم .

بهتر است با این افراد ازدواج نکنید ! (قسمت دوم )

  • افرادي كه ديگران را كنترل مي‌كنند

افرادي كه ديگران را كنترل مي‌كنند، درست مقابل افرادي هستند كه مسؤوليت زندگي خود را بر عهده نمي‌گيرند. فردي كه مسؤوليت زندگي خود را بر عهده نمي‌گيرد، اغلب از تصميم گرفتن دوري مي‌كند. اما افرادي كه ديگران را كنترل مي‌كنند، مي‌بايد همه تصميم‌ها را خودشان بگيرند. افرادي كه مسؤوليت زندگي خود را بر عهده نمي‌گيرند، هميشه چشم به كمك و ياري ديگران دوخته‌اند، اما افراد كنترل كننده هرگز درخواست كمك نمي‌كنند. افرادي كه مسؤوليت زندگي خود را بر عهده نمي‌گيرند، منتظر هستند كه به آنها بگوييم چه كار كنند، اما افراد كنترل كننده به ديگران مي‌گويند كه چه كار بايد بكنند و براي ديگران تعيين تكليف مي‌كنند. آنها مي‌خواهند كنترل همه چيز در دست خودشان باشد و هر كاري خواهند كرد تا مبادا احساس كنند كه چيزي تحت تسلط و كنترل آنها نيست.

افرادي كه ديگران را كنترل مي‌كنند داراي ويژگي‌هاي زير هستند:

  • از لحاظ عاطفي محدود و بسته هستند. آنها به سادگي احساسات و عواطف خود را بروز نمي‌دهند.
  • حس مالكيت زيادي دارند.
  • بسيار حسود هستند.
  • به راحتي وقتي چيزي مطابق ميل آنها نيست و يا هنگامي كه احساس مي‌كنند روي اوضاع كنترل كافي ندارند، عصباني مي‌شوند.
  • معمولاً داراي عادت‌هاي وسواسي هستند.
  • اصلاً خوش ندارند كه كسي به آنها بگويد چه كار كنند، چرا كه احساس مي‌كنند كنترل در دستشان نيست.
  • اين افراد معمولاً والديني سلطه‌جو و انتقادگر مي‌شوند. چرا كه كنترل كمي مي‌توان بر كودكان اعمال كرد.

افراد كنترل كننده معمولاً كمتر به درمان خود مي‌پردازند، زيرا در درمان، احساس عدم كنترل و احساس تسلط درمانگر، آنها را رنج مي‌دهد و نمي‌توانند كنترل درمانگر را بر زندگي خود بپذيرند. چنين افرادي مطمئناً تسلط و كنترل همسر را در زندگي نمي‌پذيرند. لازم است كه همه چيز در كنترل آنها باشد. اين افراد معمولاً بر همسر و فرزندان بيشترين كنترل را اعمال مي‌كنند و خشم زيادي را در آنها ايجاد مي‌كنند. ازدواج با چنين افرادي، به معناي پذيرش سلطه و كنترل آنها بر زندگي خودمان است.

 

  • افرادي كه اختلال جنسي دارند.

اختلالات جنسي حوزه‌ي وسيعي از رفتارها را در برمي‌گيرد. از آنجا كه ارتباط جنسي يكي از حوزه‌هاي با اهميت در زندگي مشترك است، فردي كه داراي اختلال جنسي است براي ازدواج مناسب نيست. در اينجا اختلالات جنسي را در سه گروه به ترتيب زير مي‌آوريم.

الف ـ اعتياد جنسي و فقدان عزت نفس جنسي

علايم و نشانه‌هاي زير را مي‌توان در افرادي كه اعتياد جنسي يا فقدان عزت نفس جنسي دارند، مشاهده كرد.

  • فردي كه تشنه فيلم‌ها و تصاوير مستهجن است.
  • فردي كه دايماً استمنا مي‌كند، حتي اگر امكان رابطه جنسي سالم را هم داشته باشد.
  • لاس زدن با ديگران
  • چشم چراني و خيره شدن به بدن ديگران
  • اظهار نظرهاي جنسي به شما درباره بدن دوستانتان، غريبه‌ها و…
  • اظهار نظرهاي جنسي به دوستان شما،‌ غريبه‌ها و…
  • لمس كردن و تماسهاي بدني بي جا، نامناسب و ناشايست
  • رابطه‌ي نامشروع

شناسائي اين مشكل معمولاً در همان چند ديدار اول امكان‌پذير نيست. گذشت زمان و صحبت در مورد تمايلات جنسي، مي‌تواند به شناسايي اين مسأله كمك كند. ضروري است كه هركسي آنچه را كه به لحاظ جنسي مي‌پذيرد و آنچه را كه در رابطه جنسي نمي‌پذيرد و غيرقابل قبول مي‌داند، براي ديگري تعريف كند.

وقتي كه با فردي رابطه داريم كه اعتياد جنسي دارد، يا عزت نفس جنسي اندكي دارد، معمولاً در ابتداي رابطه، خود را توجيه مي‌كنيم. لازم است در اين مورد به حس خود و احساسات غريزي خود اعتماد كنيم. اگر رفتارهاي فرد مورد نظرتان شما را آزار مي‌دهد، اجازه ندهيد كه با منطق تراشي‌هاي مختلف شما را توجيه كند و ساكتتان كند.

اعتياد جنسي و فقدان عزت نفس جنسي با روان درماني و يا روانكاري مي‌تواند بر طرف شود. بنابراين اگر فردي اعتياد جنسي دارد، لازم است كه براي روان درماني مراجعه كند.

            هنگامي كه با فردي رابطه برقرار مي‌كنيم كه اعتياد جنسي دارد معمولاً در برخورد با او اشتباهات زير را مرتكب مي‌شويم.

  • اعتياد جنسي را با توانمندي جنسي و تمايل جنسي اشتباه مي‌گيريم.
  • مشكل او باعث مي‌شود كه فكر كنيم مشكل از ماست.
  • از برخورد با او اجتناب مي‌كنيم، چرا كه نمي‌خواهيم تنش ايجاد كنيم.
  • خود را بد گمان و حسود تلقي مي‌كنيم و اعتياد جنسي او و عدم عزت نفس جنسي او را ناديده مي‌گيريم.
  • رفتار او را توجيه مي‌كنيم.
  • فكر مي‌كنيم با گذشت زمان مشكل او حل خواهد شد و رفتارهاي خود را كنار خواهد گذاشت.

            وقتي با كسي كه اعتياد جنسي دارد يا عزت نفس جنسي ندارد رابطه داريد، صميميت و امنيت را تجربه نخواهيد كرد، بلكه موارد زير را تجربه خواهيد كرد.

  • احساس خواهيد كرد كه همسرتان به شما خيانت مي‌كند.
  • اعتماد به نفس خود را در رابطه با بدن و تمايلات جنسي خود از دست خواهيد داد.
  • احساس مي‌كنيد كه همسرتان با شما نيست، بلكه هوش و حواسش جاي ديگري است و به فردي ديگر فكر مي‌كند.
  • احساس مي‌كنيد كه از شما سوء استفاده جنسي مي‌شود.
  • از همسر خود به دليل اين‌كه براي شما ارزش و احترام قايل نيست، عصباني و منزجر خواهيد شد.
  • هرگونه علاقه و جاذبه‌ي خود را نسبت به روابط جنسي از دست خواهيد داد، چرا كه در ذهن خود رابطه‌ي جنسي را با تحقير، كنترل شدن واحساس بي‌كفايتي تداعي خواهيد كرد.

ب ـ اختلالات كنشي جنسي

اختلالات عمل جنسي يا اختلالات كنشي جنسي، شامل چند اختلال مي‌شود كه فعاليت جنسي را با مشكل مواجه مي‌سازد. اختلالات كنشي جنسي شامل موارد زير مي‌شود.

  • ـ افرادي كه ميل به فعاليت جنسي ندارند.
  • ـ افرادي كه از روابط جنسي نفرت و انزجار دارند.
  • ـ افرادي كه تحريك نمي‌شوند.
  • ـ افرادي كه به سرعت ارضا مي‌شوند.
  • ـ افرادي كه در زمان ارتباط جنسي درد زيادي دارند.

اختلالات كنشي جنسي نياز به درمان روانشناختي ـ روانپزشكي دارد. معمولاً اين اختلالات با درمان بر طرف مي‌شوند. اما اگر فردي دچار چنين اختلالاتي باشد و حاضر نباشد كه براي درمان مراجعه كند، طبيعي است كه زندگي مشترك را با مشكل روبرو سازد.

ج ـ انحرافات جنسي

انحرافات جنسي شامل موارد زير مي‌شود.

  • ـ نمايشگري: به ميل شديد عود كننده براي نمايش آلت تناسلي به يك بيگانه يا كسي كه انتظار چنين اقدامي را از جانب فرد ندارد، اطلاق مي‌شود.
  • ـ بچه بازي: به ميل شديد جنسي يا تحريك جنسي در ارتباط با اطفال ۱۳ سال به پايين، اطلاق مي‌شود.
  • ـ يادگار خواهي: در يادگار خواهي كانون ميل جنسي بر اشيائي نظير كفش، دستكش و لباس زير است كه ارتباط نزديك با تن آدمي دارند.
  • ـ خود آزاري جنسي: اشتغال ذهني با اميال جنسي و خيالات تحقير شدن، كتك خوردن، به بند كشيده شدن يا هر نوع رنج تحميلي از مشخصات اين اختلال است.
  • ـ آزارگري جنسي: اشتغال ذهني با اميال جنسي و خيالات تحقير كردن، كتك زدن، به بند كشيدن يا ايجاد هر نوع رنج جسمي يا روان شناختي، براي شريك جنسي يا براي قرباني از مشخصات اين اختلالات است.
  • ـ نظر بازي: به اشتغال ذهني تكراري با خيالات يا اعمال مربوط به جستجو يا ديد زدن كساني كه برهنه هستند، يا در حال تعويض لباس يا فعاليت جنسي هستند، اطلاق مي‌شود.

انحرافات جنسي به نسبت ديگر اختلالات جنسي، مشكلات بسيار بيشتري براي همسران ايجاد مي‌كند. وقتي اعتياد جنسي و نبود عزت نفس جنسي، مشكلات زيادي را ايجاد مي‌كند؛ كاملاً مشخص است كه وجود انحرافات جنسي چه‌قدر مي‌تواند مشكل ساز باشد. لازم است كه چنين افرادي براي درمان مراجعه كنند، اما اگر براي درمان خود اهميتي قائل نباشند، بهترين كار دوري و پرهيز از چنين افرادي است.

 

  • افرادي كه «كودك» مانده‌اند و «بالغ» آنها شكل نگرفته است.

            اين افراد از رفتار مسؤولانه و سنجيده طفره مي‌روند. چند صفت ويژه، براي شناسايي اين افراد در زير فهرست مي‌شود.

الف ـ عدم مسؤوليت‌پذيري مالي و اقتصادي

  • اين افراد نسبت به بخش اقتصادي زندگي خود بي‌توجه هستند و در رابطه با آن كوتاهي مي‌كنند، به اين دليل كه نمي‌خواهند بزرگ شوند و مسؤوليت زندگي را برعهده بگیرند. نشانه‌هاي زير را مي‌توان در اين افراد مشاهده كرد.
  • افرادي كه چك‌هاي برگشتي دارند.
  • افرادي كه حساب دخل و خرج خود را ندارند.
  • افرادي كه مكرراً از ديگران پول قرض مي‌كنند.
  • افرادي كه به لحاظ اقتصادي هيچ برنامه‌اي ندارند و تمام پول خود را خرج خريد اجناس لوكس و غيرضروري مي‌كنند.
  • افرادي كه اعتبار مالي مناسبي ندارند.
  • افرادي كه هيچ شغلي را براي مدت قابل ملاحظه‌اي نمي‌توانند حفظ كنند و مدام بيكار مي‌شوند.
  • افرادي كه وقتي قرض مي‌گيرند، به فكر پس دادن پول مردم نيستند.
  • افرادي كه وقتي پول دارند، صبر مي‌كنند تا تمام شود و بعد به فكر كار و تلاش دوباره مي‌افتند.

برخورد فرد با مسايل اقتصادي و مالي يكي از بهترين نشانه‌هاي «بلوغ» است. چرا كه كودكان نه مي‌توانند پول بدست آورند و نه مي‌دانند كه چگونه خرج كنند.

ب ـ غير قابل اعتماد بودن

از يك كودك انتظار نمي‌رود كه به حرف‌هايش عمل كند و از رسم و رسومات اجتماعي به طور كامل با خبر باشد. كودك براي ياد گرفتن مفهوم «مسؤوليت‌پذيري» احتياج به زمان دارد. آموختن «وظيفه‌شناسي» براي كودكان هرگز به سرعت حاصل نمي‌شود. اما وقتي يك فرد مي‌خواهد ازدواج كند، از او انتظار مي‌رود كه مسؤوليت‌پذير و وظيفه‌شناس باشد؛ تا بتوانيم به او اعتماد كنيم. نشانه‌هاي زير را مي‌توان در افراد غيرقابل اعتماد مشاهده كرد.

  • افرادي كه قول مي‌دهند و به آن عمل نمي‌كنند.
  • افراد فراموشكار.
  • افراد مسامحه كار كه دايماً كارها را به تعويق مي‌اندازند.
  • افرادي كه نمي‌توان روي آنها حساب كرد چرا كه در گذشته به دفعات ما را مأيوس كرده‌اند.
  • افراد غير قابل اتكا.

وقتي با چنين فردي سر و كار داشته باشيم، دايماً بايد كارهايش را به او يادآوري كنيم، كارهاي او را برايش انجام دهيم و مدام به خاطر «ندانم كاري‌هاي او» از ديگران عذرخواهي كنيم و كارهاي او را توجيه كنيم. در چنين شرايطي نه اعتماد به‌وجود مي‌آيد و نه احترام.

ج ـ عدم هدفمندي و بي‌انگيزگي

فردي كه بالغ او شكل نگرفته است براي زندگي نه هدف خاصي دارد و نه انگيزه‌ي ويژه‌اي. او باري به هر جهت زندگي را خواهد گذراند.

نشانه‌هاي زير مي‌توانند روشن كننده‌ي مطلب باشند.

  • منتظر است كسي از راه برسد و به او انگيزه بدهد تا اين‌كه بتواند كاري انجام دهد.
  • هيچ هدف و سمت و سوي خاصي را در زندگي دنبال نمي‌كند.
  • به سختي براي آينده برنامه‌ريزي مي‌كند.
  • تصميم‌گيري در مورد همه چيز را به بعد موكول مي‌كند.
  • از روبرو شدن با مشكلات و حل آنها سرباز مي‌زند.
  • هميشه منتظر است تا شانس به او رو كند.

 

مطالب مرتبط :
برچسب ها :